تنها راه تغییر یافتن یک تصمیم واقعی است.
خوش آمدید - امروز : شنبه ۲۰ آذر ۱۳۹۵
خانه » شعر و داستان » داستان واقعی احضار جن و اتفاقات ترسناک
فروش ویژه ست سارافون و دامن شلواري نيلوفر
این اولین بار است که یک ست سارافون و دامن شلواري در اینترنت در فروشگاه سبز گستر ارائه می شود. ست سارافون ودامن شلواري نيلوفر با طراحی دقیق و هنرمندانه و هماهنگی کامل رنگ ها
روش خرید: برای خرید پس از کلیک روی دکمه زیر و تکمیل فرم سفارش، ابتدا محصول مورد نظر را درب منزل یا محل کار تحویل بگیرید، سپس وجه کالا و هزینه ارسال را به مامور پست بپردازید. جهت مشاهده فرم خرید، روی دکمه زیر کلیک کنید.

قیمت: 45.000 تومان

داستان واقعی احضار جن و اتفاقات ترسناک

داستان واقعی احضار جن و اتفاقات ترسناک

یکی از دوستام تو اینترنت(که البته شیطان پرست هم هست)
روشی برای احضار جن بهم داد که بهتر میدونم اینجا نزارمش، هدف از این احضار هم این بود که اطلاعاتمو درمورد جن ها افزایش بدم، رفتم توی حموم و کارایی که گفته بود رو انجام دادم.

هیچ اتفاقی نیوفتاد تا اینکه شب خوابیدم وقتی بیدار شدم(نمیدونم واقعا بیدار شدم یا خواب بوده یا برون فکنی)
حرکت کردم روبه حیاط پشتیمون یه گربه سیاه دیدم که روی کارتون خوابیده بود و میو میو میکرد
رفتم جلوتر از پله ها رفتم بالا دیدم از بالای پشت بام صدا میاد نگاه کردم دیدم یه گربه سوار یه دچرخه هست!!!
جالب اینجاست که اون موقع اصلا برام عجیب نبود (دوچرخه کوچیک بود و قرمز رنگ گربه هم دوتا دستش روی دچرخه دوتا پاهاشم روی رکاب بود و پا میزد و میومد نزدیک من)
اون موقع شروع کردم به خوندن سوره ی ناس و همینطور یه پرده دیتا تو حیاتمون بود!! که روشن بود و خود به خود داشت ازش ایت الکرسی پخش میشد(هم صدا هم تصویر)
اون موقع اون جن به من نزدیک شد فکر کردم جن مسلمونه چون با صدای قران نرفت و تا اون موقع به من اسیبی به من نرسونده بود و من ازش نمیترسیدم
نزدیک من رسید یهو تبدیل شد به یه موجود/ادم/یا هرچی دیگه..(هرچی فکر میکنم یادم نمیاد قیافش چه شکلی بود ..تو ذهنم ازش یه تصویر مبهم باقی مونده ولی هیچ جوری نمیتونم بنویسم)
به من کتک زد ولی باز هم یادم نمیاد که چجوری و چقدر زد
تا اینکه چشمامو باز کردم دیدم یه جایی مثل یه کوچه هست توی اون کوچه یه در سه لنگه ای سبز رنگ هست
یکی اونجا بهم گفت که برم تو یا شایدم خودم رفتم تو(یادم نیست !!)
به محض اینکه پامو پشت در گذاشتم همون جن یه مشت زد توی دنده هام سمت راست بدنم
همون موقع بیدار شدم دیدم سر جام هستم توی رخت خواب سریع رفتم ساعتو دیدم (توی تاریکی دقیق پیدا نبود) فکر کنم ساعت چهار و بیست دقیقه بود
وقتی بیدار شدم تموم خوابمو نوشتم که یادم نره(اون جن توی خواب تهدیدم کرد که اگه کسی بفهمه… همین قدر یادمه که تهدیدم کرد! دوبار هم تهدیدم کرد یک بار وقتی مشت زد تو دنده ام یه بارم تو حیاط پشتیمون)

و من فهمیدم که جن های کافر با قران خوندن و دعا کردن اسیبی نمیبینن و از ادم دور نمیشن
و دوم اینکه هرکس واقعا جن میبینه قیافه اش هیچوقت یادش نمیمونه که بیاد توصیفش کنه
و سوم فهمیدم جن ها دوست ندارند که ما درموردشون حرف بزنیم

چون هدفم از احضار فهمیدن درمورد جن ها بود خوابمو به این سه چیز برداشت کردم.

نویسنده: احمد رضا

فروش ویژه ست مانتو و شال طرح پارميس
مانتو تابستانه طرح پارميس دوخته شده از بهترین پارچه افسون است که پوششی مناسب برای فصل تابستان و پاييز است. این مانتو دارای کمربند مخفی ...
روش خرید: برای خرید پس از کلیک روی دکمه زیر و تکمیل فرم سفارش، ابتدا محصول مورد نظر را درب منزل یا محل کار تحویل بگیرید، سپس وجه کالا و هزینه ارسال را به مامور پست بپردازید. جهت مشاهده فرم خرید، روی دکمه زیر کلیک کنید.

قیمت: 49.000 تومان

برای افزودن روی شکلک کلیک کنید

SmileBig SmileGrinLaughFrownBig FrownCryNeutralWinkKissRazzChicCoolAngryReally AngryConfusedQuestionThinkingPainShockYesNoLOLSillyBeautyLashesCuteShyBlushKissedIn LoveDroolGiggleSnickerHeh!SmirkWiltWeepIDKStruggleSide FrownDazedHypnotizedSweatEek!Roll EyesSarcasmDisdainSmugMoney MouthFoot in MouthShut MouthQuietShameBeat UpMeanEvil GrinGrit TeethShoutPissed OffReally PissedMad RazzDrunken RazzSickYawnSleepyDanceClapJumpHandshakeHigh FiveHug LeftHug RightKiss BlowKissingByeGo AwayCall MeOn the PhoneSecretMeetingWavingStopTime OutTalk to the HandLoserLyingDOH!Fingers CrossedWaitingSuspenseTremblePrayWorshipStarvingEatVictoryCurse
تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای این سایت محفوظ است