قدر زمان حال را بدانید که گذشته هرگز برنمی گردد و آینده شاید نیاید.(گالیله)
خوش آمدید - امروز : سه شنبه ۲۸ دی ۱۳۹۵
خانه » شعر و داستان

شعر و داستان

داستان عشق الهام و هستی

داستان عشق الهام و هستی

درست تابستون کلاس چهارمم ما منتقل شدیم مشهد. قبل اومدنمون پدرم چندباری اومد و هربار بی نتیجه ازقبل واسه گرفتن خونه اخرنتیجه تحقیقاتش این بود که بهتره همگی باهم بریم چون محلات مشهد متنوع ومختلف تر ازهمدان بود با قیمت های متفاوت گفت بهتره مامانمم هم قیمت هم مدل و هم محله رو ببینه.

ادامه مطلب

داستان ترسناک آقای مت و سگ خندان

داستان ترسناک آقای مت و سگ خندان

سلام من‌مت هستم رییس یک مجله هفتگی خونگی.
ما مجله‌ موفقی داریم و من دنبال یه نویسنده بودم که روزانه متن ها و نوشته هاشو برام ایمیل کنه.
چند روز پیش با یه نویسنده اشنا شدم به اسم ماریا…یه خانوم جوان و موقر..
قرار شد چند وقت ازمایشی کار کنه تا به قرارداد مشخصی برسیم .

ادامه مطلب

داستان یک واژینیسم و ترس از نزدیکی

داستان یک واژینیسم و ترس از نزدیکی

من تا پارسال مشکل تلخ واژینیسم داشتم که خیلی بابتش سختی کشیدم، افسردگی گرفته بودم و زندگی‌ام در حال پاشیدن بود. اما بالاخره تحت درمان سکس‌تراپیست بهش غلبه کردم و درمان شدم و شیرینی زندگی زناشویی رو چشیدم.

ادامه مطلب

داستان دلقک غمگین

داستان دلقک غمگین

روزی مردی نزد پزشک روانشناس معروف شهر خود رفت. وقتی پزشک او را دید دلیل آمدنش را پرسید، مرد رو به پزشک کردو از غم های بزرگی که در دل داشت برای دکتر تعریف کرد.

ادامه مطلب

شانتی دوی دختری که دوباره به دنیا آمده است

شانتی دوی دختری که دوباره به دنیا آمده است

جوانى ادعا مى كرد كه قبلاً هم زندگى كرده است… و دانشمندان شكاكى كه او را تست مى كردند شكست را با تلخى تمام پذیرفتند. این موردى بود كه نه قادر به توصیف و توضیح آن بودند و نه مى توانستند آن را تكذیب كنند.

ادامه مطلب

داستان واقعی احضار جن و اتفاقات ترسناک

داستان واقعی احضار جن و اتفاقات ترسناک

یکی از دوستام تو اینترنت(که البته شیطان پرست هم هست)
روشی برای احضار جن بهم داد که بهتر میدونم اینجا نزارمش، هدف از این احضار هم این بود که اطلاعاتمو درمورد جن ها افزایش بدم، رفتم توی حموم و کارایی که گفته بود رو انجام دادم.

ادامه مطلب

داستان ترسناک واقعی اثر انگشت روح

داستان ترسناک واقعی اثر انگشت روح

پسر عموی بزرگم خانه ای را خرید و آن را بازسازی کرد. آن خانه در سال ۱۸۷۰ ساخته شده بود و از اوایل ۱۹۹۰ تا به حال کسی در آن اقامت نداشت، یعنی درست از همان زمانی که مالکش یک پزشک بود و درگذشت. مطب و داروخانه آن دکتر در پشت خانه واقع شده بود. یک سوئیت سرایداری هم کنار خانه قرار داشت.

ادامه مطلب

تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای این سایت محفوظ است