ارزش انسان به افکار و باورهای اوست
خوش آمدید - امروز : شنبه ۲ بهمن ۱۳۹۵
خانه » سرگرمی و طنز » خاطرات خنده دار دوران بچگی
فروش ویژه ست سارافون و دامن شلواري نيلوفر



این اولین بار است که یک ست سارافون و دامن شلواري در اینترنت در فروشگاه سبز گستر ارائه می شود. ست سارافون ودامن شلواري نيلوفر با طراحی دقیق و هنرمندانه و هماهنگی کامل رنگ ها ...

روش خرید: برای خرید پس از کلیک روی دکمه زیر و تکمیل فرم سفارش، ابتدا محصول مورد نظر را درب منزل یا محل کار تحویل بگیرید، سپس وجه کالا و هزینه ارسال را به مامور پست بپردازید. جهت مشاهده فرم خرید، روی دکمه زیر کلیک کنید.

قیمت: 45000 تومان

خاطرات خنده دار دوران بچگی

خاطرات خنده دار دوران بچگی

خاطرات خنده دار، جالب و بامزه از دوران بچگی بچه های بامزه که از زبان مادر و پدرشون گفته شده و برای ما ارسال شده تا در سایت قرار دهیم.

آفتابگردون: خواهرم پسرش رو که به دنیا آورد دخترش نزدیک ۳ سالش بود …پسرش تقریبا ۱۰ روزه بود … بعد خواهرم میگه مهمون داشتم … داشتم به مهمونام میرسیدم که دخترم اومد گفت مامان به داداشی ماست دادم … میگفت رفتم دیدم کاسه ماست رو تو صورت نوزاد خالی کرده … جالب اینجاست که نوزاد هم داشته ماسته رو مزه مزه میکرده.

 

سارا: چند روز پیش داشتم اتاق پسرموتمیزمیکردم یهودیدم پرده اتاقش سوراخ سوراخ شده
فهمیدم کارخودشه رفته پشت پرده وپردهروبامدادنقاشی سوراخ کرده بود
پردشم تازه عوض کرده بودم وقتی صداش کردم گفتم این چه کاریه داشت بازی میکردیهودیدم رفته روی مبل خودشوزده به خواب وصدای خروپف درمیاره منم طاقت نیاوردم بااینکه خیلی به اینجورچیزاحساسم ولی انقدرگرفتم بوسش کردم تادلم خنک شه
آخه خیلی جالب بودانگارازقبل برنامه ریزی کرده بود قربونش برم ۴سالشه این آقای زرنگ

 

شیرین: یه بار من و همسرم و مامانم نشسته بودیم سر سفره. پسرم حدودا شش ماهش بود، بغل من بود، مامانم اون ور سفره روبروی من بود. غذامونم نونی بود. پسرم خیلی داشت وول میخورد و اذیت میکرد، مامانم گفت بده من نگهش دارم. از بالا سفره ردش کردم بدم به مامانم، اون طرف سفره که رسید دیدم یه نون درسته گرفته دستش داره بهش نگاه میکنه! اصلا نفهمیدیم توی اون شرایط کی فرصت کرده نون برداره! آی خندیدیم سر سفره!

 

ساناز: یک ساعت پیش رفتم خرید براش هر کاری میکردم لباسشو پرو کنه قبول نمی کرد
فروشنده گفت عمو اگه لباستو بپوشی بهت جایزه می دم
پسرمم قبول کرد خخخخخخخخخخخ
وقتی داشتیم از مغازه خارج می شدیم
گفت عمو جایزه منو ندادی هههههه
پسرم (:
فروشنده Frown
من Neutral
۲ سال و ۱۰ماهشه

 

آبتین: داداش من ۲ سالش بود مامانبزرگم بهش میگفت عسل
طفلی اونم فک میکرد الان چون عسله میخورتش
میگفت مامانی من شیرین نیستم تلخم بوخودا

 

ایلیا: پسر من وقتی میره دستشویی کارش که تموم میشه بلند داد میزنه مااااااااامااااااااان تمــــــــــــــــــــــــوووووووووووم . انقد کش دار و بلند این جمله رو میگه که منو همسری ریسه میریم از خنده

 

سالی: پسرای من دوقلوان ۴ سالشون قلو اولی میره دستشویی هی میشینه صدا نمیکنه میگم مامان پاهات درد میگره صدا کن میگه نه خودت باید بفهمی بیای میگم من از کجا بفهمم میگه خوب گوش کنی جیش صدا میده وقتی صدا نداد خودت بفهم زود بیا

 

لیزا: پسر خالم حدودا ۳ یا ۴ سالش بود خالم سر یه چیزی که حالا یادم نیست دعواش کرد برگشت به مامانش گفت بی شعور مامانش با چشم گرد شده بهش گفت چی گفتیییییییی گفت من که چیزی نگفتم فقط گفتم پیشو پیشو

 

رادین: پسر منم خیلی شیطون و شیرین زبون دیشب داشتم می خوابوندمش بابا ش اومد پیش ما گفت منم می خوام بخوابم پسرم گفت نه من اجازه نمی دم تو پیش مامان بخوابی من اجازه نمیدم تو با مامانم ازدواج کنی

 

مونا: دختر م ۲۰ ماهشه .همیشه عادت داره میره کلید برق رو خاموش و روشن میکنه و میدونه کار اشتباهیه برا همین یواشکی این کارو میکنه .یه بار مشغول روشن خاموش کردن بود دید دارم نگاش میکنم . گفت جیز دس بابا اته .ترجمش میشه این جیزه اگه دست بزنی بابا میاد دعوات میکنه و با اب و تاب داش بهم میگفت که من یه وقت دست نزنم

 

بهار: دختر من خیلی جکه حالا کاراشو میزارم الان یکسال و ده ماهشه
یه ماه پیش داشتم دستشویی کردنو یادش میدادم و توضیح میدادم پوشک چیه و اینا ..
پریود بودم رفتم یه نوار برداشتم.. بعد دوید با سرعت دنبال من و گفت : مامان پوشک دالی ؟!!!
فقط سعی کردم از ذهنش بندازم بیرون چون یهو تو جمع هم اینو میگهههه

 

مامان علیرضا: چند وقت پیش ماشین لباسشویی را روشن کردم. چشم تون روز بد نبینه. ماشین لباسشویی صدای قلک میداد خلاصه کار ماشین که تمام شد ٦ تا چاقو و ٧ تا چنگال از ماشین و لابلا لباس ها در آوردیم. البته لباس ها اکثراً تیکه پاره شده بود.

کد امنیتی *

برای افزودن روی شکلک کلیک کنید

SmileBig SmileGrinLaughFrownBig FrownCryNeutralWinkKissRazzChicCoolAngryReally AngryConfusedQuestionThinkingPainShockYesNoLOLSillyBeautyLashesCuteShyBlushKissedIn LoveDroolGiggleSnickerHeh!SmirkWiltWeepIDKStruggleSide FrownDazedHypnotizedSweatEek!Roll EyesSarcasmDisdainSmugMoney MouthFoot in MouthShut MouthQuietShameBeat UpMeanEvil GrinGrit TeethShoutPissed OffReally PissedMad RazzDrunken RazzSickYawnSleepyDanceClapJumpHandshakeHigh FiveHug LeftHug RightKiss BlowKissingByeGo AwayCall MeOn the PhoneSecretMeetingWavingStopTime OutTalk to the HandLoserLyingDOH!Fingers CrossedWaitingSuspenseTremblePrayWorshipStarvingEatVictoryCurse
تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای این سایت محفوظ است