انسان همان می شود که اغلب به آن فکر می کند. (کوروش کبیر)
خوش آمدید - امروز : سه شنبه ۳۰ آبان ۱۳۹۶
خانه » سینمای ایران و جهان » عکس و خلاصه سریال ماه پیکر قسمت ۱۰۳

عکس و خلاصه سریال ماه پیکر قسمت ۱۰۳

عکس و خلاصه سریال ماه پیکر قسمت 103

داوود پاشا و منصور آقا به همراه افرادشون میرن به مقر فرماندهی،حسین پاشا میخواد مانع ورودشون بشه که میکشنش و میرن داخل،هماشاه زودتر متوجه میشه و به عثمان و ملک سیما میگه باید از اینجا بریم اما دیگه دیر شده و داوود پاشا و منصوراقا وارد اتاق میشن و به عثمان میگن که باید بیای و با مصطفی بیعت کنی.

هماشاه جلو میاد و میگه خائنین اول سر شما رو میزنیم بعد اون مصطفی دیوانه رو،اما منصور آقا هماشاه رو کنار میزنه و افرادش عثمان رو میبرن، عثمان رو به داخل کوچه میارن و داوود میگه لباسای عثمان رو دربیارید،ینی چری ها هم کلاه عثمان رو پرت میدن و لباساشو پاره میکنند و همش عثمان رو به طرف همدیگه هول میدن.
در این بین عثمان جنازه ی حسین پاشا رو میبینه و میگه چرا کشتینش؟اون آدم خوبی بود!
اگه به حرفاش گوش میدادم عاقبتم اینطور نمیشد،اما هیچکس به حرفای عثمان گوش نمیده و میبرنش به سمت پایگاه ینی چری ها،مردم به طرف عثمان آشغال و سنگ پرت میکنن و دستاشو میبندنو سوار الاغش میکنن و بهش میخندن…یکی از فرماندهان ینی چری میره به کوشم خبر کشته شدن ذوالفقار و علی آقا رو میده و میگه و میگه دستورتون چیه!…
عثمان رو سوار بر الاغ در شهر میچرخونن که عقیله سلطان اونو میبینه و میخواد بیاد پیشش که هماشاه و ملک سیما مانع میشن،هماشاه به عقیله میگه برگرد به خونه ی بابات و از شاهزاده مواظبت کن عقیله هم میره..هماشاه و ملک سیما هم به صورت ناشناس به دنبال عثمان بیچاره میرن.

کوشم با عصبانیت به پایگاه ینی چری ها میره و جنازه ی ذوالفقار رو روی زمین میبینه و ناراحت میشه بعد هم میره با حلیمه و دلربا حرف میزنه و میگه چطور جرات کردین به عثمان توهین کنید؟من همیشه بهتون لطف کردم ولی الان میبینم که اشتباه کردم و باید میکشتمتون،حلیمه میگه چه لطفی؟
تو اول پسرمو از سلطنت برکنار کردی حالا هم اگه میخوای عثمان و شاهزاده هات زنده بمونن قبول کن که مصطفی پادشاه بشه و با علما صحبت کن عثمان رو با حال خرابش به پایگاه ینی چری ها میارن و کوشم با دیدن عثمان در اون وضع داد میزنه عثمان؟و به سمت عثمان میره و دستاشو باز میکنه و به یکی از فرماندهان میگه عثمان رو به اتاقی ببرید و هیچکس حق نداره دیگه دست روش بلند کنه،عثمان در اون بین جنازه ی ذوالفقار و علی آقا رو میبینه و بدتر داغون میشه.
عثمان رو به اتاقی میبرن و براش محافظ میزارن.

کوشم باهمه صحبت میکنه و میگه از این به بعد سلطان مصطفی پادشاه میشه و از پایگاه بیرون میره و هماشاه و ملک سیما رو میبینه،ملک سیما میگه عثمان چیشد؟
کوشم دست ملک سیما رو میگیره و میگه نگران نباش بیشتر از این دیگه اذیتش نمیکنن، هماشاه میگه مگه قرار نبود ذوالفقار باهاشون توافق کنه!
کوسم سکوت میکنه و همین موقع جنازه ی ذوالفقار رو میارن و هماشاه بُهت زده به جنازه نگاه میکنه و میگه ذوالفقار!؟…حلیمه،مصطفی رو میاره و از طبقه ی بالا با ینی چری ها صحبت میکنه و میگه از این به بعد داوودپاشا وزیراعظم پادشاهمونه،یکدفعه مصطفی جوگیر میشه و میره بالای نرده ها و میگه:مردان من،حالا که شما منو میخواید منم شما رو میخوام بعد هم آروم به حلیمه میگه؛والده ام بیاید بپریم پایین وگرنه مارو میکشن.
ولی داوودپاشا میارتش پایین و حلیمه میبرتش تو اتاقش..
یکی از سربازا به بقیه میگه از کاری که کردید راضی هستید؟فقط یه پادشاه دیوانه رو کم داشتیم!!
اما یکی دیگه از سرباز میگه دهنتو ببند دیوانه نیست خیلی هم سالمه…دلربا به داوود میگه قبل از اینکه کوشم بفهمه که بچه هاش مردن باید عثمان رو بکشی تا دیگه کسی جز برادرم نمونه…کوشم و حاجی آقا هم در ارابه هستند که برن سراغ شاهزاده ها…
هماشا با ناراحتی میره کنار جنازه ی ذوالفقار و میگه تو رو بخشیدم،آسوده بخواب،هرچی حق به گردنت دارم حلالت باشه،بعد اشک میریزه و صورت ذوالفقار رو میبوسه…
صدای اذان پخش میشه و ینی چری ها با شنیدن صدای اذان فکر میکنن بخاطر مرگ سلطان عثمانه و دادوبیداد میکنن که نکنه سلطان عثمان رو کشتید داوود پاشا میاد و میگه این اذان بخاطر روز جمعه است و سلطان عثمان زندست اما ینی چری ها میگن اگه زندست پس نشونمون بدینش داوودپاشا هم دستور میده که بیارنش و عثمان رو به ینی چری ها نشون میده و میگه اینم شاهزاده عثمان! عثمان با تعجب میگه شاهزاده؟؟
که یکدفعه از بین ینی چری ها مصطفی داد میزنه و میگه سلطان عثمان زنده باد،دشمن هاش نابود باد و میخنده و میگه کشتی کجاست که فرار کنم!
دوتا از نگهبانا میان مصطفی رو میبرن داخل،عثمان با دیدن این صحنه میگه:آقاها ببینید چه کسی رو برای پادشاهی انتخاب کردید!
شما باعث نابودی نسل ما میشید،این آدم باعث نابودی خاندان میشه و پایگاه ینی چری رو از بین میبره،تا قیامت بخاطر این اشتباه پشیمون میشید،بیاید و از این اشتباه بگذرید، منصوراقا میگه:تو رو به عنوان پادشاه قبول نداریم.

یکی از فرماندهان میگه:اما به قتلش هم راضی نیستیم.
عثمان:حالا که به قتلم راضی نیستید منو در اتاق سلطان مصطفی حبس کنید،عثمان با اشک میگه اگه نخواسته بهتون بدی کردم منو عفو کنید،کار دنیا رو ببینید،دیروز پادشاه جهان بودم،الان برهنه هستم،درحالیکه ثروت و قدرتم حد و اندازه نداشت،الان قدرت انجام هیچکاری رو ندارم،در دوران کدام پادشاه اینکارو باهاش کردند!!!
منصوراقا:عفوی وجود نداره عثمان چلبی،این تاوان کاریه که باما کردی.
عثمان گریه میکنه و میگه:از حال و روزم عبرت بگیرید،این دنیا به شما هم وفا نمیکنه….
کوشم و حاجی میرسن به همون انباری که شاهزاده ها اونجا زندانی بودن ولی انبار به طور کامل سوخته کوشم با حالی خراب روی زمین زانو میزنه و گرینه میکنه اما حاجی آقا میگه:بلند شید شما هنوز یه شاهزاده ی دیگری دارید باید سلطان عثمان رو نجات بدیم بعد به حساب این خائنین میرسیم،کوشم گریه میکنه اما حاجی بلندش میکنه و میگه بخاطر سلطان عثمان باید بلند شید کوشم هم قبول میکنه و با حاجی سوار به ارابه میشن عثمان در اتاق هست و داوودپاشا و افرادش میان که بکشنش و گلیندرآقا دور گردن عثمان طناب میندازه…پایان

کد امنیتی *

برای افزودن روی شکلک کلیک کنید

SmileBig SmileGrinLaughFrownBig FrownCryNeutralWinkKissRazzChicCoolAngryReally AngryConfusedQuestionThinkingPainShockYesNoLOLSillyBeautyLashesCuteShyBlushKissedIn LoveDroolGiggleSnickerHeh!SmirkWiltWeepIDKStruggleSide FrownDazedHypnotizedSweatEek!Roll EyesSarcasmDisdainSmugMoney MouthFoot in MouthShut MouthQuietShameBeat UpMeanEvil GrinGrit TeethShoutPissed OffReally PissedMad RazzDrunken RazzSickYawnSleepyDanceClapJumpHandshakeHigh FiveHug LeftHug RightKiss BlowKissingByeGo AwayCall MeOn the PhoneSecretMeetingWavingStopTime OutTalk to the HandLoserLyingDOH!Fingers CrossedWaitingSuspenseTremblePrayWorshipStarvingEatVictoryCurseAlienAngelClownCowboyCyclopsDevilDoctorFemale FighterMale FighterMohawkMusicNerdPartyPirateSkywalkerSnowmanSoldierVampireZombie KillerGhostSkeletonBunnyCatCat 2ChickChickenChicken 2CowCow 2DogDog 2DuckGoatHippoKoalaLionMonkeyMonkey 2MousePandaPigPig 2SheepSheep 2ReindeerSnailTigerTurtleBeerDrinkLiquorCoffeeCakePizzaWatermelonBowlPlateCanFemaleMaleHeartBroken HeartRoseDead RosePeaceYin YangUS FlagMoonStarSunCloudyRainThunderUmbrellaRainbowMusic NoteAirplaneCarIslandAnnouncebrbMailCellPhoneCameraFilmTVClockLampSearchCoinsComputerConsolePresentSoccerCloverPumpkinBombHammerKnifeHandcuffsPillPoopCigarette
تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای این سایت محفوظ است